ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
48
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
دعاى حضرت عليه آنها رواست ، ونفرين دوّم آن بزرگوار كه : اللّهم مث قلوبهم كما يماث الملح في الماء . . . « 5 » نيز بر همين معنا حمل مىشود . امام ( ع ) ، در اين نفرين از پيامبران الهى ، در دلتنگى وشكايت به خداوند متعال پيروى كردهاند ، چنان كه نوح ( ع ) ، فرياد برآورد : قال ربّ انّى دعوت قومي ليلا ونهارا فلم يزدهم دعائي الّا فرارا . . . انّهم عصوني . . . وسپس دعا را با اين عبارت كه اميدى به اصلاح آنها نيست بپايان بردهاند ، وعرضه مىدارند : . . . رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً « 6 » . ومانند نفرين حضرت لوط در بارهء قومش : . . . قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ . « 7 » وجز اين دو پيامبر از پيامبران ديگر الهى كه نسبت به قوم خود دعاهايى داشتهاند . منظور از فرموده حضرت « ميثى » كه در عبارت آمده ، تشبيهى است به آنچه در قلب ، از غم وترس ومانند اين حالات حاصل مىشود ؛ زيرا هنگامى كه اندوه بر دل مىنشيند ، موجب آلوده شدن روح ، وسردى وسستى آن مىشود كه بدنبال فرو نشستن حرارت طبيعي ، بدليل انقباض واختناق روح پديد مىآيد ، دل حالتي را احساس مىكند كه تشبيه ذوب شدن ، فشردگى واز ميان رفتن است . اين حالت براي انسان دردناك است ويا سبب غم واندوه مىشود ، بنا بر اين ، تعبير حضرت به « ميث » براي دل ، عبارت زيبايى است . ممكن است « ميث » كناية از علّيت غم واندوه وترس وحشت باشد ، گويا حضرت از خداوند مىخواهد غم واندوهى را كه در نتيجة كارهاى ناشايست آنها بر دلش بار شده است ، پاك كند .
--> ( 5 ) بار خدايا دلهايشان را چنان كه نمك در آب ذوب مىشود ، ذوب گردان ! ( 6 ) سورهء نوح ( 71 ) آية ( 5 ، 20 ، 27 ) نوح گفت ، بار خدايا شب وروز قومم را به خدا پرستى فرا خواندم ، نتيجهاى جز فرار نداد ، آنها با من مخالفت كردند . . . خداوندا ، از كفّار بر روى زمين هيچ كس را باقي مگذار . ( 7 ) سوره شعرا ( 26 ) آية ( 168 ) بدرستى كه من از كار أمت وقومم خشمناكم .